علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
63
آيين حكمرانى ( فارسى )
افزون بر اين ، تصدى وزارت نيازمند تدبير جستن و ثبات ارادهاى است كه زنان از آن بهرهاى كمتر دارند . همچنين اين كار نيازمند ظهور در اجتماع در جريان دست به كار شدن مستقيم در كارهاست و اين چيزى است كه زنان از آن منع شدهاند . جايز است وزير تنفيذ از اهل ذمه باشد ، هرچند جايز نيست وزير تفويض چنين باشد . فصل [ : تفاوت ميان وزارت تفويض و وزارت تنفيذ ] تفاوت ميان اين دو وزارت به تفاوت در اختيارات و چگونگى اعمال ولايت در هركدام بازمىگردد كه خود در چهار نكته رخ مىنمايد : نخست آنكه براى وزير تفويض جايز است مستقيما حكم براند و به مظالم رسيدگى كند ، درحالىكه وزير تنفيذ داراى چنين اختيارى نيست . دوم آنكه براى وزير تفويض جايز است با نظر خود كارگزارانى را براى حكومت بگمارد ، درحالىكه وزير تنفيذ از اين حق بىبهره است . سوم آنكه براى وزير تفويض جايز است شخصا و مستقلا به روانه كردن لشكريان و تدبير جنگها دست يازد ، درحالىكه وزير تنفيذ چنين حقى ندارد . چهارم آنكه براى وزير تفويض جايز است در اموال بيت المال از طريق دريافت آنچه حقوق بيت المال است و پرداخت آنچه تكاليف بيت المال است در اين اموال تصرف كند ، در حالى كه وزير تنفيذ چنين اختيارى ندارد . از اين چهار نكته كه بگذريم [ در تصدى وزارت تنفيذ ] نكتهاى وجود ندارد كه اهل ذمه را از عهدهدار شدن آن باز بدارد ، مگر آنكه در اين زمينه به آنچه روا نيست دست درازى كنند ، درحالىكه چنين دستدرازىاى براى آنان ممنوع است . به دليل تفاوت اختيارات دو وزارت تفويض و تنفيذ ، شرايط كسانىكه عهدهدار هريك
--> - 5372 ؛ عجلونى ، كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 197 ؛ ابن حزم ، المحلى ، ج 1 ، ص 46 ، ج 9 ، ص 360 و 430 . گاه نيز به جاى « لن يفلح قوم اسندوا امرهم الى امرأة » عبارت « لن يفلح قوم و لوا امرهم امرأة » يا « قوم تملكهم امرأة » آمده است . براى نمونه بنگريد به : بخارى ، صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 1610 ، ش 4145 و ج 6 ، ص 2600 ، ش 6686 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 10 ، ص 375 ، ش 4516 ؛ حاكم ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 128 ، ش 4608 ، ج 4 ، ص 324 ، ش 7790 ؛ ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 4 ، ص 527 ، ش 2262 ؛ بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 3 ، ص 90 ، ش 4907 و ج 10 ، ص 117 ، عنوان باب ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 3 ، ص 465 ، ش 5937 ؛ همو ، سنن النسائى ، ج 8 ، ص 227 ، ش 5388 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 13 ، ص 56 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 6 ، ص 447 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 5 ، ص 303 ؛ عجلونى ، كشف الخفاء ، كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 197 و 442 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 9 ، ص 167 و 168 - م .